محمد تقي جعفري
46
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هم انسانها تحت سلطهء عوامل مزبور تعينهاى ويژه اى پيدا ميكنند ، ولى اين تعينها مانع تساوى حقوقى و قانونى آنان در زندگانى نمىباشد و بهترين جامعه آن جامعه است كه با ناديده گرفتن آن تعينات جبرى ، تساوى اختيارى در ميان افراد خود برقرار بسازد . گروه سوم مىگويد : اختصاصات و تعينهاى فردى كه با عوامل جبرى افراد را از يكديگر جدا مىكند ، بقدرى اساسى و مهم است كه هر كسى در صدد برقرار ساختن تساوى ميان افراد جوامع بر آيد ، لازم است قالبهايى را تعيين كند كه همهء آن تعينات را از افراد حذف نمايد لذا آنچه كه قابل توجه است اينست كه عدالت با حذف تعينهاى ويرانگر و با در نظر گرفتن مختصات مفيد و بيطرف ميان افراد برقرار شود ، نه تساوى محض . چند مسئلهء مهم را در اين مبحث متذكر مىشويم : مسئلهء يكم - جمله اى را كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين خطبه در بارهء اختلاف انسانها در قسمت معاش فرموده است مفاد آن آيه است كه مىگويد : * ( نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * ( 1 ) ( مائيم كه معيشت آنان را در زندگانى دنيوى ميان آنان تقسيم كرديم ) اين قسمت الهى كه قطعا از روى عدالت و حكمت است ، غير از اختلاف در بهره بردارى از مواد معيشت و امتيازات قابل توجه بر مبناى چپاول و استثمار است كه متاسفانه سر تا سر تاريخ بشرى را فرا گرفته است . چپاول و استثمار دسترنج ديگران و تعدى بر قسمت آنان كه معلول فعاليتهاى فكرى و عضلانى آنان مىباشد ، ضد قضا و قدر و مبارزه با عدالت و حكمت خداوندى است . همين امير المؤمنين ( ع ) كه جملهء فوق را فرموده است ، اين جمله را هم در سخنان خود تاكيد كرده است كه « ما رأيت نعمة موفورة الَّا و الى جانبها حقّ مضيّع » ( من در هيچ جا نعمت فراوانى نديدم مگر اين كه در جنب آن حقى ضايع شده وجود داشت ) و هم اين بزرگوار است كه مىفرمايد من بارها از رسول اكرم ( ص ) شنيدم
--> ( 1 ) الزخرف آيه 32